maandag 19 mei 2014

اسلام در جستجویی هویت با اعمال خشونت.


به یاد داریم در ماهای گذشته بود مقامات شرعی و حقوقی حکومت اسلامی ایران
در شهر مریوان بنظرشان سنگین ترین تنبیه را با پوشاندن لباس زنانه بر تن
مردان٬ و چرخاندن آنها در خیانانهای شهر با این تصور که سنگین ترین مجازات
را بر آنها اعمال کرده اند. اگر تصور مقامات شرعی اسلام را در نظر بگیرم بر

دو اصل هویتی بطور کلی اسلامی و بطور خاص مرد محوری استوار بوده است. از
این نظر اسلام اساسأ بر بی اعترامی و بی حقوقی معماری شده. و مرد محوری بر
پایه عنصر برتر جا افتاده است. در اسلام مرد را عنصر برتر و زن عنصر پس تر
نتیجه گرفته اند. این نتیجه گیری هم در قران ثبت شده است. در
قران سوره بقره آیه ۲۲۳ آمده زنانتان کشتزار شما هستند٬ پس هرگونه که
خواهید٬ به کشتزار خود در آیید و [ره توشه ای از کارهای نیک] برای خودتان
پیش فرستید. در سوره نساء آیه ۳۴ مردان بر زنان سرپرستی دارند چرا که
خداوند
برخی از آنان (انسانها) را بر برخی [دیگر] برتری داده است و [نیز] به سبب
آنکه [چیزی] مالهایشان را بخشیده اند زنان نیکو کار و فرمانبرداری هستند.
خوب قران پر از اینگونه حق کشی و تبعیض هست. زن در اسلام محمدی بی ارزش
تعریف شده. و اثرات این دین بلحاظ فرهنگی جوامع اسلامی و ایران را درخود
فرو برده است. این واقعیت تلخی است تصمیم حاکمان شرع در لایه ی از جامه
ایران و کردسان سنگین جلوه میکند. ولی فراموش نکنیم این فرهنگ اسلام و
پیغمبر اسلام بوده
این مثله را به یکی از تابوها تبدیل کرده است. و زن را در اجتماع عنصر درجه
 دوم میداند و مرد کامل وصاحب اختیار. با توجه به این ارزش یابی بوده
مقامات شرعی تصورشان این بوده پوشاندن آن مردان با لباس زنانه و نمایش در
خیابانهای شهر هشداری برای دیگران هم هست. اگر به ریشه یابی تاریخی برگردیم
 اینگونه ارزش یابی جنسیتی تنها محدود به اسلام نبوده. بطوریکه در ادیان
ایبراهیمی این غلط سازیها در پوشش اندیشه خدایشان فراوان است. ولی حال این
سوال پیش می آید چگونه در مسیحیت این ارزش یابی جنسیتی دیگر بشکل گذشته در
اجتماع نمایان نیست. اما در اسلام هنوز هم بشکل بدوی استوار و پا برجاست؟
این ریشه در بحران هویتی اسلام دارد. و آنهم به ابداعات ۱۵۰ ساله گذشته
تکنلوژی و مهمتر از آن نو آوریهای جند دهه اخیر ربط دارد. اسلام تاریخأ
مخالف پیشرفت نو آوری بوده٬ و در این پیشرفتها اهرم جلوگیرنده بوده است. و
همچنین بیشتر کشورهای اسلامی از نظر منابع طبیعی بسیار غنی هستند. ولی در
بکار گیری آن منابع هیچ گونه ابتکار و استقلالی ندارند. کمیت وسیعی فقط
بحنوان بازار مصرف کننده. و با اختلاف بزرگ فقر و ثروت مابین شهروندانش٬ به
 این بحران هویتی از نظر روانی بعد وسیعتری بخشیده. ثروتمندانش با سکونت در
 کاخهای مجلل و هواپیماهای شخصی با همه امکانت بدونه هیچ گونه محدودیتی.
اما فقراش در آرزوی شغل و سرپناهی آن جوامع را به لحاظ ارزشی در تمام زمینه
 ها از نظر سیاسی٬اقتصادی٬ فرهنگی٬ هنری و اخلاقی شکننده فرم داده است. بر
بستر این هویت دیرینه مرد محوری و خدا باورمندی بوده حاکمان شرع اسلامی در
مریوان تصور کرده بودند. با آن گونه تنبیه اخلاقی شهروندان٬ در آن سناریو
کمدی تراژدی خواستند تیر خلاص را بزنند. خوشبختانه در لایه های اجتماع علیه
 آن تیر خلاص مقاومت و اعتراض شد. و در آن اعتراض حمایتی از متهمین٬ مردان
زیادی با به تن کردن لباس زنانه علیه اجرای حکم شریعت اسلامی نشان دادند که
 اقدام حاکمان چیزی بیش از یک بعران هویتی نبوده است.از نظر شریعت اسلام در
 آن سناریو در٬ بر پاشنه ای میچرخیده که زن ارزش پاین تری نسبت به مرد دارد
 و اگر با این کار حرمت و مرد محوری آن مردان را بشکنند درس عبرتی برای
دیگران میشود. تصمیم حاکمان شرع
تنها یک عقبماندگی بربرمنشانه نبوده. از نظر من نام گذاری آن تصمیم تحت نام

عقبماندگی مذهبی وایدیولوژیکی تنها برخوردی سطحی به آن تصمیم بوده. در
دنیای واقعی این بازتاب شکستی است در رابطه با ایفای نقش تاریخی اسلام در
جوامع خدا باورمند در روند عدم صنعتگری وتولیدگری بوده است. اگر در این
باره فقط بدنیای خدا پرستی ادیان ایبراهیمی بر مبنای تضاد و وحدتیکه آنها
با هم دارند نگاهی بی اندازیم. در دنیای مسحیت با رفرمهای دینی ای که پشت
سر گذراند درها را برای صنعتی شدن و نوآوری باز کرد است. اما اسلام هنوز از
 نظر اجتماعی وساختاری این آمدگی را برای رفرم ندارد. رفرم دینی مسیحیت٬
یهودیت را به لیبرالیزه شدن رسانید. ولی اسلام بنابه کثرتش٬ و توان رقابتی
گذشته اش در عرصه خشونتگری با رقبای خود. تا کنون تن به رفرم نداده٬ بهمین
دلیل است الگوهای مطلوب خود را هنوز هم از صدر اسلام محمدی استخراج میکند.
این بعران هویتی را باید در رابط با عدم توان تولیدگری دنیای اسلام جستجو
کرد. نه با منابع طبیعی وسیعی که بر آن تکیه زده. مثلأ اگر در گذشته نفت در
 به حرکت در آوردن موتور نقش اول را داشت حال انرژهای تقابلی هم وارد عرصه
تولید شده اند. بنابرین دنیای اسلامی و منابع طبیعیش را بخود وابسطه تر
نموده. چون دیگر نفت و گاز به تنهای جایگاه اساسی ترین انرژی را منحصر بخود
 ندارند. و صنایع مونتاژ در بعضی از کشورهای اسلامی شروع شده بود. در مقابل
 سنسور تکنولوژی٬ سوفتور٬ (نرم افزار کامپیوتری) و سرانجام دیجیتالی کردن
تکنولوژی  صنایع مونتاژ اهمیت گذشته را ندارند. این یک روند تکاملی است
دنیای اسلام در آن هیچ گونه نقش پیش برنده ندارد. و هنوز هم در جاهای زیادی
 علیه این روند تکاملی می ایستند و وجود آن را شیطانی و غییر شرعی اعلام
میکنند. روشنتر بگویم هیچ کدام از ابداعات ۲۰۰ ساله اخیر در دنیای اسلام و
یا توسط شخصیت های اسلامی صورت نگرفته است. این خود فشار روانی در دنیای
اسلامی ایجاد کرده. چون اسلامیون ادعا دارند تمام دانش در قران نهفته است.
در صورتیکه اسلام نه تنها ابداعگر نبوده بلکه جلو گیرنده بوده. حال کی باید
 جوابگوی بازتاب اثرات منفی روحی و روانی انسانها در جامعه اسلامی در قبال
این ادعا باشد؟ جهاد٬ بمبگذاری عملیات انتحاری٬ انتقام٬ سنگسار شکنجه و
اعدام چه در شکل حکومتی٬ بصورت گروهی و فردی ریشه در این بحران هویتی
دارند. این بعران هویتی در پان اسلامیسم هم متوان دنبل کرد. ۸ سال جنگ خانه
 مانسوز ایران و عراق٬ و راه فتح قدس از کربلا میگذرد.و همچنین برخورد سال
های اخییر حکومت داران ایران گواه این واقعیت است. بیاد داریم در زمان
احمدی نژاد اگر ایران به کمک روسها به تکنیکی دست میافت خود مقامات کشوری
آنرا چندین برابر بزرگ میکردند و بدنیا نشان میدادند. این بعران هویتی در
مسایل امنیت ملی و دیپلوماتیک هم اثرات منفی خود را گذاشت. این تحریمهای
اقتصادی که امروزه فشارش بر مردم ایران هست٬ نتیجه این بعران هویتی در
اسلام است. این بعران هویتی و عقب ماندگی را باید در عدم اصلاح پزیری اسلام
 و یاوه سرایهای محمد در قران نتیجه گرفت. جالب اینجاست بیش از ۹۰٪ مردم
اسلام خودشان قران را نخوانده اند و باورمندیشان از قران٬ نتها متکی بتفسیر
 امامها محدود شده. اینطوری این باورمندی را اعتقدأ و کور کورانه کسب کرده
اند. این بعران هویتی اساسأ ریشه در قران داد٬ و فیلسوفان التقاطی اسلامی
هم در تحکیم این بعران هویتی تأسیرات زیادی داشتند. آنها در کم ظرفیتی قران
 در توضیع طبیعت از فلسفه کمک میگرفتند. و سراجام فلسفه را در خدمت به قران
 مصرف میکردند. اما تا آنجا هم کافی نبود محمد غزالی آنرا هم نپزیرفت و در
شرایطکه فیلسوفان التقاطی اسلام هیچکدامشان در قید حیات نبودنده علیه
نظیرات آنان شمشیر بست و نفرین کرد٬  و گفت این شک در کار خداست و جایز
نیست. از طرف دیگر شکل حکومت داری در کشورهای اسلامی قرانی و خدا
باورمنیست. امام٬ ولی٬ خلیفه٬ رهبر دینی و مرجع تقلید همگی نمایانگر حکومت
خدایست. رفرو دینی در دنیای مسیحیت این مشکل را حل کرد. مثلأ کاتولیک٬
پروتستان و ارتودکس هرکدام در کلاسه بندی مرکز دینی خود را دارند. و تا
اندازه ای از دخالت در حکومت کناره گیری کرده اند. و اگر کسی علیه مسیح  یا
 خدا به زعم آنها بدرفتاری کند. اینطور نیست با فتوای یک رهبر دینی دها
هزار نفر مثلأ علیه کاریکاتوری از محمد در عین حال نمیدانند چرا به خیابان
بریزند آتش
بزنند و انسان کشی بکنند. این تنها تحصب دینی و نادانی نیست به دعوت یک
رهبر دینی دها هزار انسان برای آتش سوزی و انسان کشی بسیج میشوند.بخشأ همین
 بعران هویتی در ده ۳۰ جامعه آلمان را زیر فراخانهای هیتلر بسیج کرد و آن
فاجعه بزرگ را در تاریخ به ثبت رسانید. ولی مسیحیت اصلاح پزیر دوبار جامعه
آلمان را از آن بعران هویتی در آورد. محرک انقلاب ۱۳۵۷ ایران اساسأ بحران
هویتی بود. در طیف اسلامیش شعار نه شرقی و نه غربی الهام بخش همین بعران
هویتی بود. طیف چپش هم خسته و سرخورده از سرمایه داری وابسطه٬ بیجاره با
خود مجنگید که خمینی بورژوا یا خرده بورژواست. نتیجه همین بحران هویتی بود
عاشق شعار نه شرقی و نه غربی خمینی شده بودند و او را ضد امپریالیسم
وانقلابی ارزیابی میکردند. گفتم ساختار حکومت خدای باعث اختلاف بزرگی در
بین ثروتمندان و فقرای کشورهی اسلامی شده. و جالب اینجاست ثروتمندانش هم در
 معادلات بی الملی سرمایشان امنیت ندارد. قزافی٬ علی وغیره هر کدام ۳۰ تا
۴۰ سال در آمد یک کشور را تصاحب کردند و در غرب سرمایه گذاری کرده بود. با
از دور خارج کردن آنها تمام آن سرمایها هم توسط غربیها گمو گور شدند. مثل
پولهای ایران و شاه ایران. امروزه هم تمام پولهی ایران بلوکه شده است. از
طرف دیگر این میتواند توافق بین حکومت داران اسلامی و غربی ها باشد. این
موارد زیر ساختهای بعران هویتی در دنیای اسلام امروزیست.

اما راه حل برون رفت از این بعران چیست؟ منطقأ این وظیفه ادبیات آزاد است. و
 این ادبیات آزاد در گروه رفرم دینیست. رفرمیکه منجر به حظف بخشهای از قران

شود. و شانتاژگری در قالب فتوای امام حول مسایل دینی تحت نام بی احترامی به
 محمد و قران علیه دیگران با هیچ بهانه ای صورت نگیرد. ولی مهار این بعران
در گرو شانتاژ اتقام گیریست. مثلأ خیرات ویلدر ۷ سال قبل نظراتش را در مورد
 اسلام٬ محمد و قران گفته٬ تازه در ۵/۲۰۱۴ عربستان سعودی هلند را در این
رابطه بقطع روابط اقتصادی تهدید مکند. این بعران هویتی آنقدر شدید است٬
انگار دنیای اسلامی نیاز دارد هر ازگاهی یکی بیاد چیزی ناخوش آیند در مورد
اسلام بگوید. تا حاکمان اسلامی از این طریق بتواند بعد داخلی این بعران را
خارجی جلوه دهند.امروزه رفرم دینی انتخابیست در مقابل اسلام قرار دارد٬
ماندن در این بعران هویتی یا برون رفت؟ اینجا دیگر مثله سرنوشت و موقعیت
اجتماعی صدها میلیون انسان با این غلط سازیها در کارزار است. بهتر این است٬
 این مردم بخود آیند و نگذارند زندگشان بیشتر از این فدای منافع مشتی انسان
 درغگو بشود٬ که خود میدانند خدای وجود ندارد. 
                                             
این بار هم کونتجیتا خوانده اتریشی زنی در نمای مرد٬ برد فستیبال ۲۰۱۴
اروپا را مدیون پیام خود میدان.

۱۹/۵/۲۰۱۴

Geen opmerkingen:

Een reactie posten