-
بعران هویتی, اسلام را باید در پیوند با نقش آفرینی وابراز وجوداسلام برای ابداعات ونواوری در تکنولوژیکرد بررسی کرد.این روشن هست کەاسلام وایدیولوژی اسلامی تاریخأ از نواوری جلوگیری کردە.اگر من اینجا یک پروسە دویست سالە در نظر بگیرم تا شرایط عاظر خیلی نوآوری در جوامع مورد استفادە قرار گرفتەاند. اما اسلام تمامأ مخالف این نوآوری بودە و از آنها جلوگیری کردە . پیشرفتگی و سرخردگی ایدیولژی در فراز و نشیبهای تکنلوژی امروزه برای اسلام به یک بحران هویتی تبدیل شده. و این بحران در عدم مداراگری اسسلام ریشه دارد.اسلام با این پسوند که قران گفته خدداست و قابل نرمش ننیست به یک بن بست ساختاری دچار شده. این مشکل اجتماعی دیگر با رفرم دمکرات بودن قابل حل نیست.کلید حل این بحران با فشار٬اجبار و صادرات برطرف شدنی نیست.به نظر من این نیازامد به ادبیات جدیدیست که بتواند اسلام را بلحاظ ساختاری برسی کند که چرا در ایدیولوژی اسلام در قران هیچگونه تغییری مجااز نیست . اما اگر با دیدی باز به قران بنگرید از صدر ااسلام تغییر کرده و در این باره سختگیری اسلام تنها تحثب کوریست این بحران هویتی را تحکیم میبخشد. قران اساثاٌ با درک محدود زمان خود برای محدوده آن شبهه جزیره آمده بود. ولی بعدأ به قانون یک امپراتوری بزرگ تبدیل شد. این یکی از تغییرهای قران میباشد. این را باید قران جدید خلفای راشدین نامید نه قران زمان محمد.جون قران زمان محمد بسیار محدود بوده و نمی توانسته الظامات یک اامپراتوری بزرگ را جوابگو باشد. این جالب توجه است جرا تقریناٍُ تمام ایه های قران بعداز حوادث امده اند. اینک قران یک سناریوست به حوادث از قبل اتفاق افتاده پرداختە اسست اثبباط میکند دانشی بالاتر از دانش انسانی وجود نداشت. منظور این است تمامی چیزهایکی در قران امده اند ساخته وپرداخته محمد و یارانش بوده است. قران دارایی جندین هزار آیه میباشد اما بیش از جندین آیه جاری و رو به آیند ندارد.این بعران هویتی اسسلام را باید با این ادعای بزرگ اما بدون محتوا دید که مسلمانان میگویند تمام دانش بشری در قران نهفته است. اگر خارج از تحلیل و تفسیر مولایان قران بخانید٥٠% آن از طورات کپی شده. آنها نقل بگزشته اند و از پشنیان کش رفتە است. ٢٥% آن فقط بمسایل شخصی محمد و زنهایش می پردازد. ٢٥% دیگرش دستورالعملهای قران است عبارتند از دستورات اجرای انها هم به گزشته حول مسالیکی..