donderdag 22 mei 2014

.





اسلام در جستجوی هویت با اعمال خشونت.


به یاد داریم در ماهای گذشته بود مقامات شرعی و حقوقی حکومت اسلامی ایران
در شهر مریوان بنظرشان سنگین ترین تنبیه را با پوشاندن لباس زنانه بر تن
مردان٬ و چرخاندن آنها در خیانانهای شهر اعمال کرده اند با این تصور که
سنگین ترین مجازات در گروکشی تبعیض جنسیتی است.
اگر تصور مقامات شرعی اسلام را در نظر بگیرم بر
دو اصل هویتی بطور کلی اسلامی و بطور خاص مرد محوری استوار بوده است. از
این نظر اسلام اساسأ بر بی احترامی و بی حقوقی معماری شده. و مرد محوری بر
پایه عنصر برتر جا افتاده است. در اسلام مرد را عنصر برتر و زن عنصر پس تر
نتیجه گرفته اند. این نتیجه گیری هم در قرآن ثبت شده است. در قرآن سوره
بقره آیه ۲۲۳ آمده زنانتان کشتزار شما هستند٬ پس هرگونه که
خواهید٬ به کشتزار خود در آیید و [ره توشه ای از کارهای نیک] برای خودتان
پیش فرستید. در سوره نساء آیه ۳۴ مردان بر زنان سرپرستی دارند چرا که
خداوند برخی از آنان (انسانها) را بر برخی [دیگر] برتری داده است و [نیز]
به سبب
آنکه [چیزی]از مالهایشان را بخشیده اند زنان نیکو کار و فرمانبرداری هستند.
خوب قرآن پر از اینگونه حق کشی و تبعیض هست. زن در اسلام محمدی بی ارزش
تعریف شده. و اثرات این دین بلحاظ فرهنگی جوامع اسلامی و ایران را درخود
فرو برده است. این واقعیت تلخی است تصمیم حاکمان شرع در لایه ی از جامعه
ایران و کردسان سنگین جلوه میکند. ولی فراموش نکنیم این فرهنگ اسلام و
پیغمبر اسلام بوده این مثله را به یکی از تابوها تبدیل کرده است. و زن را
در اجتماع عنصر درجه دوم میداند و مرد کامل وصاحب اختیار. با توجه به این
ارزش یابی جنسیتی بوده
مقامات شرعی تصورشان این بوده پوشاندن آن مردان با لباس زنانه و نمایش در
خیابانهای شهر هشداری برای دیگران هم هست. اگر به ریشه یابی تاریخی برگردیم
اینگونه ارزش یابی جنسیتی تنها محدود به اسلام نبوده. بطوریکه در ادیان
ایبراهیمی این غلط سازیها در پوشش اندیشه خدایشان فراوان است. ولی حال این
سوال پیش می آید چه فاکتوری کمک کرده تا در مسیحیت این ارزش یابی جنسیتی
دیگر بشکل گذشته در
اجتماع نمایان نشود. اما در اسلام هنوز هم بشکل بدوی استوار و پا برجاست؟
این ریشه در بحران هویتی اسلام دارد. و آنهم به ابداعات ۱۵۰ ساله گذشته
تکنلوژی و مهمتر از آن نو آوریهای جند دهه اخیر ربط دارد. اسلام تاریخأ
مخالف پیشرفت و نو آوری بوده٬ و در این پیشرفتها اهرم جلوگیرنده بوده است. و
 همچنین بیشتر کشورهای اسلامی از نظر منابع طبیعی بسیار غنی هستند. ولی در
بکار گیری آن منابع هیچ گونه ابتکار و استقلالی ندارند. کمیت وسیعی فقط
بحنوان بازار مصرف کننده. و با اختلاف بزرگ فقر و ثروت مابین شهروندانش٬ به
این بحران هویتی از نظر روانی بعد وسیعتری بخشیده. ثروتمندانش با سکونت در
کاخهای مجلل و هواپیماهای شخصی با همه امکانت بدونه هیچ گونه محدودیتی.
اما فقراش در آرزوی شغل و سرپناهی آن جوامع را به لحاظ ارزشی در تمام زمینه
 ها از نظر سیاسی٬اقتصادی٬ فرهنگی٬ هنری و اخلاقی شکننده فرم داده است. بر
بستر این ایدئولوژی، هویت دیرینه خدا باومندی و مرد محوری بوده حاکمان شرع
اسلامی در مریوان تصور کرده بودند. با آن گونه تنبیه اخلاقی شهروندان٬ در
آن سناریو کمدی ترادژی خواسته اند تیر خلاص را بزنند. خوشبختانه در لایه
های اجتماع علیه آن تیر خلاص مقاومت و اعتراض شد. و در آن اعتراض حمایتی از
 متهمین٬ مردان
زیادی با به تن کردن لباس زنانه علیه اجرای حکم شریعت اسلامی نشان دادند که
 اقدام حاکمان چیزی بیش از یک بعران هویتی نبوده است.از نظر شریعت اسلام در
آن سناریو٬ در٬ بر پاشنه ای میچرخیده است که زن ارزش پاین تری نسبت به مرد
دارد. و اگر با این کار حرمت و مرد محوری آن مردان را بشکنند درس عبرتی
برای
دیگران هم میشود. تصمیم حاکمان شرع تنها یک عقبماندگی بربرمنشانه نبوده. از
 نظر من نام گذاری آن تصمیم تحت نام عقبماندگی مذهبی وایدئولوژیکی تنها
برخوردی سطحی به آن تصمیم بوده. در دنیای واقعی این بازتاب شکستی بوده است،
 که در رابطه با ایفای نقش تاریخی اسلام در جوامع خدا باورمند در روند عدم
صنعتگری وتولیدگری بوده است. اگر در این باره فقط بدنیای خدا پرستی ادیان
ایبراهیمی بر مبنای تضاد و وحدتیکه آنها با هم دارند، نگاهی بی اندازیم. در
 دنیای مسحیت با رفرمهای دینی ای که پشت سر گذراندەاند درها را برای صنعتی
شدن و نوآوری باز کرد است. اما اسلام هنوز از نظر اجتماعی وساختاری این
آمدگی را برای رفرم دینی ندارد. رفرم دینی مسیحیت٬ یهودیت را به لیبرالیزه
شدن رسانید. ولی اسلام بنابه کثرتش٬ و توان رقابتی گذشته اش در عرصه
خشونتگری با رقبای خود. تا کنون تن به رفرم نداده٬ بهمین دلیل است هنوز هم
الگوهای مطلوب خود را از صدر اسلام محمدی استخراج میکند. این بعران هویتی
را باید در رابط با عدم توان تولیدگری دنیای اسلام جستجو کرد. نه براساس
منابع طبیعی وسیعی که بر آن تکیه زده است. مثلأ اگر در گذشته نفت در به
حرکت در آوردن موتور نقش اول را داشت حال انرژیهای تقابلی هم وارد عرصه
تولید شدەاند. بنابرین دنیای اسلامی و منابع طبیعیش را بخود
وابسطه تر نموده. چون دیگر نفت و گاز به تنهای جایگاه اساسی ترین انرژی را
منحصر بخود
ندارند. و صنایع مونتاژ در بعضی از کشورهای اسلامی شروع شده بود. در مقابل
سنسور تکنولوژی٬ سوفتور٬ (نرم افزار کامپیوتری) و سرانجام دیجیتالی کردن
تکنولوژی،  صنایع مونتاژ اهمیت گذشته را ندارند. این یک روند تکاملی است
دنیای اسلام در این روند تکاملی هیچ گونه نقش پیش برنده نداشته و ندارد. هنوز
هم در جاهای زیادی
 علیه این روند تکاملی می ایستند و وجود آن را شیطانی و غییره شرعی اعلام
میکنند. روشنتر بگویم هیچ کدام از ابداعات ۲۰۰ ساله اخیر در دنیای اسلام و
یا توسط شخصیت های اسلامی صورت نگرفته است. این خود فشار روانی در دنیای
اسلامی ایجاد کرده. چون اسلامیون ادعا دارند تمام دانش در قرآن نهفته است.
در صورتیکه علم قرآنی نه تنها ابداعگر نبوده بلکه جلو گیرنده بوده. حال کی باید
 جوابگوی بازتاب اثرات منفی روحی و روانی انسانها در جامعه اسلامی در قبال
این ادعا باشد؟ جهاد٬ بمبگذاری عملیات انتحاری٬ انتقام٬ سنگسار٬ شکنجه و
اعدام چه در شکل رسمی حکومتی٬ و چه توسط گروهای افراطی و فردی ریشه در این بحران
هویتی
دارند. این بعران هویتی در پان اسلامیسم هم متوان دنبال کرد. ۸ سال جنگ
خانه مانسوز ایران و عراق٬ و راه فتح قدس از کربلا میگذرد.و همچنین برخورد
سال های اخیر حکومت داران ایران گواه این واقعیت است. بیاد داریم در زمان
احمدی نژاد اگر ایران به کمک روسها به تکنیکی دست میافت خود مقامات کشوری
آنرا چندین برابر بزرگ میکردند و بدنیا نشان میدادند. این بعران هویتی در
مسائل امنیت ملی و دیپلوماتیک هم اثرات منفی خود را گذاشت. این تحریمهای
اقتصادی که امروزه فشارش بر مردم ایران هست٬ نتیجه این بعران هویتی در
اسلام است. این بعران هویتی و عقب ماندگی را باید در عدم اصلاح پزیری اسلام
 و یاوه سرایهای محمد در قرآن نتیجه گرفت. جالب اینجاست بیش از ۹۰٪ مردم
اسلامی خودشان قرآن را نخواندەاند و باورمندیشان از قرآن٬ نتها متکی
به تفسیر
 امامها محدود شده. اینطوری این باورمندی را اعتقدأ و کور کورانه کسب
کردەاند. این بعران هویتی اساسأ ریشه در قرآن داد٬ و فیلسوفان التقاطی
اسلامی
هم در تحکیم این بعران هویتی تأسیرات زیادی داشتند. فیلسوفان التقاطی برای جبران کم
ظرفیتی قرآن در توضیع طبیعت از فلسفه کمک میگرفتند. و سراجام فلسفه را در
خدمت به قرآن مصرف میکردند. اما تا آنجا هم کافی نبود محمد غزالی آنرا هم
نپزیرفت و در شرایطکه فیلسوفان التقاطی اسلام هیچکدامشان در قید حیات
نبودنده علیه نظریات آنان شمشیر بست، نفرین کرد٬ و گفت این شک در کار
خداست و جایز نیست. از طرف دیگر شکل حکومت داری در کشورهای اسلامی قرآنی و
خدا
باورمنیست. امام٬ ولی٬ خلیفه٬ رهبر دینی و مرجع تقلید همگی نمایانگر حکومت
خدایست. رفرو دینی در دنیای مسیحیت این مشکل را حل کرد. مثلأ کاتولیک٬
پروتستان و ارتودکس هرکدام در کلاسه بندی مرکز دینی خود را دارند. و تا
اندازه ای از دخالت در حکومت کناره گیری کردەاند. و اگر کسی علیه مسیح  یا
خدا به زعم آنها بدرفتاری کند. اینطور نیست با فتوای یک رهبر دینی دها
هزاران نفر مثلأ علیه کاریکاتوری از محمد در عین حال نمیدانند چرا به
خیابان بریزند آتش بزنند و انسان کشی بکنند. این تنها تحصب دینی و نادانی
نیست به
دعوت یک رهبر دینی دها هزار انسان برای آتش سوزی و انسان کشی برای انتقام
جویی بسیج میشوند.
همین بعران هویتی در دهه ۳۰ بخشأ جامعه آلمان را زیر فراخانهای هیتلر بسیج
کرد وآن فاجعه بزرگ را در تاریخ به ثبت رسانید. ولی مسیحیت اصلاح پزیر
دوبار جامعه آلمان را از آن بعران هویتی در آورد. محرک انقلاب ۱۳۵۷ ایران
اساسأ بحران هویتی بود. در طیف اسلامیش شعار نه شرقی و نه غربی الهام بخش
همین بعران
هویتی بود. طیف چپش هم خسته و سرخورده از سرمایه داری وابسطه٬ بیجاره با
خود می جنگید که خمینی بورژوا یا خرده بورژواست. نتیجه همین بحران هویتی
بود عاشق شعار نه شرقی و نه غربی خمینی شده بودند و او را ضد امپریالیسم
وانقلابی ارزیابی میکردند. گفتم ساختار حکومت خدای باعث اختلاف بزرگی در
بین ثروتمندان و فقرای کشورهی اسلامی شده است. و جالب اینجاست ثروتمندانش
هم در معادلات بین الملی سرمایشان امنیت ندارد. قدافی٬ علی وغیره هر کدام ۳۰
 تا
۴۰ سال در آمد یک کشور را تصاحب کردند و در غرب سرمایه گذاری کرده بود. با
از دور خارج کردن آنها تمام آن سرمایها هم توسط غربیها گمو گور شدند. مثل
پولهای ایران و شاه ایران. امروزه هم تمام پولهای ایران در خارج بلوکه شده
است. از طرف دیگر این میتواند توافق بین حکومت داران اسلامی و غربی ها
باشد. این
موارد زیر ساختهای بعران هویتی در دنیای اسلام امروزیست.

اما راه حل برون رفت از این بعران چیست؟ منطقأ این وظیفه ادبیات آزاد است. و
 این ادبیات آزاد در گروه رفرم دینیست. رفرمیکه منجر به حذف بخشهای از قرآن
شود. و شانتاژگری در قالب فتوای امام حول مسائل دینی تحت نام بی احترامی به
 محمد و قران٬ با هیچ بهانه ای علیه٬ نقادان صورت نگیرد. ولی مهار این بعران
در گرو شانتاژ و انتقام گیریست. مثلأ خیرات ویلدرس ۷ سال قبل نظراتش را در
مورداسلام٬ محمد و قرآن گفته٬ تازه در ۵/۲۰۱۴ عربستان سعودی به بهاني بی
حرمتی به پرچمش هلند را در این
 رابطه بقطع روابط اقتصادی تهدید مکند. این بعران هویتی آنقدر شدید است٬
انگار دنیای اسلامی نیاز دارد هر ازگاهی یکی بیاد چیزی ناخوش آیند در مورد
اسلام بگوید. تا حاکمان اسلامی از این طریق بتواند بعد داخلی این بعران را
خارجی جلوه دهند.امروزه رفرم دینی انتخابیست در مقابل اسلام قرار دارد٬
ماندن در این بعران هویتی٬ یا برون رفت؟ اینجا دیگر مثله سرنوشت و موقعیت
اجتماعی صدها میلیون انسان با این غلط سازیها در کارزار است. بهتر این است٬
 این مردم بخود آیند و نگذارند زندگشان بیشتر از این فدای منافع مشتی انسان
درغگو بشود٬ که خود میدانند خدای وجود ندارد. تا قرآن و محمد به این مفهوم خدای مقدس باشند. 
                                              
این بار هم کونجیتا خوانده اتریشی زنی در نمای مرد٬ برد فستیبال ۲۰۱۴ اروپا را مدیون پیام خود بداند.

Geen opmerkingen:

Een reactie posten